ناو های هواپیمابر+تاریخچه+دریانورد+تصاویر | بلاگ

ناو های هواپیمابر+تاریخچه+دریانورد+تصاویر

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

ناو های هواپیمابر

 

 ناو هواپیما بر نیمیتز کلاس ارتقاء یافته (ایالات متحده)

ناو های هواپیما بزرگ ،گران و پر دردسر هستند ولی امتیازات بیشمار انها باعث شده که ارتش چون امریکا از بیش از ۸ فروند از انها به عنوان یک نیروی تاثیر گزار چه از نظر سیاسی و نظامی استفاده کند. ناوهای هواپیما بر در واقع یک پایگاه هوایی شناورهستند که قابلیت  های بیشماری را بر سطح دریا در اختیار فرمانده هان نظامی قرار می دهد. از همان زمانی که هواپیما در نیروهای نظامی مورد بهره برداری قرار گرفت نیروی های دریایی نمی توانستند از این وسیله جدید و کارامد چشم پوشی کنند .کشورهای چون امریکا و انگلستان به دلیل محیط جغرافیایی خود و قرار داشتن بین دو اقیانوس(برای امریکا) و فاصله بین خاک اصلی اروپا و انکلستان به وسیله دریایی شمال تسلط بر دریا نقش اساسی برای این دو کشور دارد. امپراتوری بریتانیای کبیر که زمانی ۵/۱ از خشکی های جهان در قرون۱۸ تا اواسط قرن۲۰ را در بر می گرفت نیاز اساسی بر حفظ تسلط بر دریا داشت. استرالیا ،کانادا و هند از انگلستان فاصله زیادی داشتند مشکلات دیرینه این کشور با فرانسه و جنگ های قرن ۱۸ با اسپانیا که عمدتا بر سر مالکیت قاره تازه کشف شده امریکا بود(چه شمالی و چه جنوبی)لزوم داشتن یک نیروی دریایی قدرتمند را توجیه می کرد. ایالات متحده نیز که بین دو اقیانوس اطلس و آرام قرار دارد و از جنگ جهانی اول به صورت  موثر در درگیرهای خارج از قاره امریکا شرکت داشت و به غیر از دشمنانی چون المان در اروپا این کشور همواره با ژاپن دچار مشکل بود(قبل از جنگ دوم جهانی). برای  این دو کشور از دست دادن تسلط بر دریا یعنی شکست در جنگ.

از قرن ۱۸ به بعد و ورود پیشرانه بخار به عرصه دریا نبردی و بعد از ان موتورهای دیزلی باعث به وجود امدن سلاح غول پیکر جدید به ناو رزم ناوها بر سطح دریا شد. این سلاح های جدید مجهز به ۶  تا ۱۲ توپ بزرگ بودن و با شلیک این توپ ها به طرف کشتی های دشمن انها را منهدم میکردند. رزم ناوها معمولا بالای ۱۰۰۰ نفر خدمه ، به شدت زره پوش و دارای توپ های ویران گر بود.در چنین حالتی کشوری که تعداد بیشتری رزم ناو با سرعت بیشتر و توپ های قدرتمند تر داشتن در نبرد دریای پیروز بود .توپ ها معمولا بالای ۳۰ کیلومتر برد داشتند و برای گلوله باران اهداف ساحل و پشتیبانی از نیروهای زمینی در حال پیشروی (در برد توپ ها رزم ناو)،مقابله با کشتی های جنگی دشمن،اسکورت ناوگان غیر نظامی،مقابله با حملات هوایی دشمن و… از جمله وظایف این سلاح های قدرتمند بود.ولی بعد از اختراع هواپیما و ورود ان به عرصه نظامی از سال۱۹۰۸ وضعیت تغییر  کرد. نیروی دریایی امریکا و انگلستان به سرعت به دنبال به خدمت گرفتن هواپیما در نیروی دریایی خود شدند ولی برد هواپیماها کم بود و نمی شد از انها به طور موثر استفاده کرد.

تصویری از پرواز اولین هواپیما از عرشه یک نبرد ناو

تصویری از پرواز اولین هواپیما از عرشه یک نبرد ناو

 سالهای ۱۹۱۶ به بعد معلوم شد که می توان از هواپیماهای جنگی دو باله پیستنی ان زمان بمب و مواد منفجره پرتاب کرد و می شد از این رو هواپیمای ها را به جنگ کشتی ها دشمن فرستاد(جالب است بدانید که از سال ۱۹۱۲ بر طبق عهد نامه هاوج پرتاب بمب از هواپیما ممنوع اعلام شد). در آزمایشات انجام شده در سالهای۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ در امریکا ثابت شد که هواپیماها به مراتب با سرعت بیشتر،دقت بیشتر و اثر پذیری  بیشتری نسبت به رزم ناوها می تواند با رزم ناوهای و کشتی های دشمن درگیر و انها را منهدم کند ولی برد این هواپیماها کمتر از ۴۰۰ کیلومتر بود و از این رو نمی شد با به پرواز در اوردن انها از ساحل ، هزاران کیلومتر دریا و اقیانوس را پوشش داد  و از طرفی در ان زمان سیستم سوخت گیری هوایی نیز وجود نداشت.

با وجود این ازمایشات تا زمان غرق شدن ۸ ناو جنگی و سه رزم ناو  امریکایی در جریان جنگ جهانی دوم دربندر پل هاربر واقع در اقیانوس ارام که توسط جنگنده های ژاپنی انجام شد نظر فرماندهان نیروی دریایی امریکا عوض نشد. از سال ۱۹۱۱ به بعد نبرد ناوهای بزرگ معمولا دو تا چهار فروند هواپیمای نظامی اب نشین در اختیار داشتند.این هواپیماها برای انجام عملیات های شناسایی و گشد هوایی مورد استفاده قرار می گرفتند .این همان نقشی بود که در همان زمان به هواپیما در نیروی زمینی امریکا و انگلستان داده بودند. روش کار این بود که یک بالابر هواپیما را از روی عرشه رزم ناو بلند کرده و در درون اب می گذاشت و یا هواپیما بر روی یک سرسره قرار می گرفت و به درون اب حول داده می شود و بعد از انجام عملیات هوایی دوباره هواپیما به عرشه نبرد ناو منتقل می شد .ولی این روش بسیار وقت گیر بود.بر طبق شواهد در سال ۱۹۱۱ خلبانی به نام یوجین یلای امریکا برای اولین بار توانست از عرشه یک کشتی جنگی امریکایی با هواپیمای  کرتیس به هوا برخیزد .همین خلبان یک سال بعد توانست هواپیمای خود را بر روی رزم ناو پنسیلوانیا فرود اورد .در انگلستان نیز چارلز  تامسون در سال ۱۹۱۲ هواپیمای دو باله خود را از عرشه رزم ناو افریقا به هوا بلند کرد و این اغاز یک عصر جدید برای هوانوردی بود .نخستین ناو هواپیما بر جهان ، ناو هواپیما بر انگلیسی هرموس بود که در سال ۱۹۱۳ ساخته شد(بعدها چند ناو هواپیما بر دیگر نیز به همین نام در نیروی دریایی انگلستان به خدمت گرفته شد).هرموس در واقع یک رزم ناو تعقییر شکل داده شده بود که می توانست تنها سه هواپیما را با خود حمل کند.یک سال بعد هرموس در جریان جنگ جهانی اول توسط یک زیر دریایی المانی غرق شد.

تصویری از کشتی جنگی ارگوس که با نصب یک باند فرود روی سطح کشتی و تغییر روی ان تبدیل به یک ناو هواپیما بر در سال 1918 شده است

تصویری از کشتی جنگی ارگوس که با نصب یک باند فرود روی سطح کشتی و تغییر روی ان تبدیل به یک ناو هواپیما بر در سال ۱۹۱۸ شده است

ولی اولین ناو هواپیما بر ساخته شده برای این منظور  فوریوس انگلیسی بود که در سال ۱۹۱۷ به اب انداخته شد.نخستین ناو هواپیما بر امریکا در سال ۱۹۲۲ با نام لانگلی (cv-1) به اب انداخت شد.تا زمان شروع جنگ جهانی دوم ناوهای هواپیما بر  چندان مورد علاقه نظامیان نبود ولی جنگ سرنوشت دیگری را برای این وسیله رقم زد.  در سال۱۹۳۸ اولین ناو هواپیما بر پیشرفته در انگلستان به اب انداخته شد.ناو هواپیما بر اریک رویال(بعدها چند ناو هواپیما بر دیگر نیز به همین نام در نیروی دریایی انگلستان به خدمت گرفته شد) را باید به ناوهای هواپیما بر امروزه شبیه دانست که مجهز به یک رادار مراقب نیز بود.این ناو مجهز به سیم های کاهنده سرعت هواپیما برای فرود، تور نگهدارنده هواپیما برای محافظت از تصادف هواپیما و افسرانی برای راهنمای خلبان بر روی عرشه در هنگام فرود بود .هنگامی که جنگ جهانی دوم شروع شد امریکا ۳ فروند ،انگلستان۱۰ فروند ، ژاپن ۱۱فروند و فرانسه و المان  هر کدام ، یک فروند ناو هواپیما بر در اختیار داشتند. المانها و امریکایها به شدت به رزم ناوهای خود وابسته بودند که البته همان اول جنگ این سلاح های بزرگ قدیمی نشان دادند در مقابل هواپیما و حملات هوایی کارایی چندانی ندارند .بعد از حمله ژاپن به پرل هاربر که طی ان ۳۶۰ فروند جنگنده ژاپنی که از ناوهای هوا پیما بر ژاپنی برخاسته بودند با انواع بمب و اژدر در عرضه نیم ساعت  هشت ناو ،سه رزم ناو و یک کشتی امریکای را به اعماق اب فرستادند از ان به بعد رزم ناوها هرگز بدون پشتیبانی هوایی وارد عرصه نبرد نشدند. بزرگترین رزم ناوهای جنگ در حملات هوایی نابود شدند.رزم ناو المانی بسمارک با وزن ۴۹۳۶۰ تن مجهز به ۹ توپ ۴۵۰ میلیمتری در حملات دو رزم ناو انگلیس و هواپیماهای مسلح  در ۲۹ می۱۹۴۱ نابود شد.بزرگترین رزم ناوهای جهان یعنی رزم ناوهای ژاپنی یاماتو و موشاشی هر یک با وزن ۶۴۱۷۰ تن و مسلح به ۹ توپ۴۵۷ میلیمتری و ۱۲ توپ ۱۵۲ میلیمتری و ۲۵۰۰ خدمه در حملات هوایی غرق شدند .اژدرهای منهدم کننده این دو رزم ناو از هواپیماهای بلند شده از هواپیما برهای امریکای به ترتیب در ۷ اوریل و ۲۴ اکتبر سال ۱۹۴۵ غرق کرد.

ناو هواپیما بر فوریوس اولین ناو هواپیما بر جهان که در سال 1922 به با انداخته شد و 36 هواپیمای جنگی را حمل میکرد

ناو هواپیما بر فوریوس اولین ناو هواپیما بر جهان که در سال ۱۹۲۲ به با انداخته شد و ۳۶ هواپیمای جنگی را حمل میکرد

رزم ناو شاهزاده ولز افتخار نیروی دریایی بریتانیا که خود در رزم علیه بیسمارک شرکت داشت در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۱ توسط یک هواپیمابر ژاپنی(هواپیماهای آن)غرق شد. واقعیت این بود که ناوهای هواپیما بر رزم ناوها را به موزه فرستادند. ارزش ناوهای هواپیما بر را ان زمان بهتر درک می کنیم که هنگامی که در سال ۱۹۳۹ امریکا وارد جنگ شد دارای سه ناو هواپیما بر  بود ولی در طول جنگ ۹۷ ناو هواپیما بر دیگر را ساخت و به خدمت گرفت .ناوهای هوایپما بر  را می توان از هر لحاظ با رزم ناوها مقایسه کرد. وظیفه رزم ناوها حمله به کشتی های دشمن بود این در حالی بود که توپ های رزم ناوها دارای برد حدود ۴۸ کیلومتر بود و با در نظر گرفتن اینکه بسیاری از انها فاقد رادار بودند برد درگیری در برد چشمی کاهش پیدا می کرد.هواپیما های یک ناو هواپیما بر می توانستند کشتی های دشمن را در برد بیش از صدها و حتی یک هزار کیلومتر مورد هدف قرار دهند(بسته به برد هواپیماهای ان).

انهدام اهداف ساحلی و پشیبانی از نیروهای زمینی نیز از جمله از ان کارهای  بود که هواپیماهای ، هواپیما برها به مراتب بهتر ، سریع تر و دقیقتر از رزم ناوها در برد بیشتری انجام می دادند. در دوران جنگ جنگنده های جدید پا به عرشه هواپیما بر ها گذاشتند که توانستند برتری را برای این وسایل جدید ولی پیچیده تضمین  کننده .جنگنده ای چون سی اسپید فایر (نمونه دریای اسپید فایر) در انگلستان و F6 هلکت و F4U کروسیدر با موتورهای قدرتمند با توان بیش از ۱۸۰۰ اسب بخار در امریکا  باعث برتری جنگنده های دریایی بر تمامی انواع تسلیحات دریایی شدند.با پایان  جنگ دوم جهانی و ورود به عصر جت ناوهای هواپیمابر تغییر  بسیاری کردند. ناوهای هواپیما بر امروزه را به شکل عریب می سازند تا بتوان در یک زمان هم هواپیما را بر روی عرشه بلند و هم فرود اورد (البته نه تمامی انها را).در زمان جنگ دوم ناوها شکل مستطیلی داشتند. ناوهای  هواپیما بر امروزه را باید به دو دسته سبک و غول پیکر تقسیم کرد.

ناو هواپیما بر کلاس Essex که 32 فروند ان ساخته شد و طی جنگ جهانی دوم اصلیترین ناوهواپیما بر امریکایها بود

ناو هواپیما بر کلاس Essex که ۳۲ فروند ان ساخته شد و طی جنگ جهانی دوم اصلیترین ناوهواپیما بر امریکایها بود

ناوهای غول پیکر که در ارتش امریکا مورد بهره برداری قرار می گیرند می توانند بین ۶۰ تا ۸۰ فروند هواپیما و بالگرد را با خود حمل کنند و دارای خدمه بین ۴۵۰۰ تا ۶۰۰۰ خدمه هستند.خدمه در این ناوها(و تمامی ناوهای هواپیما بر و یا بالگرد بر)به  دو دسته خدمه خود ناو و خدمه هوایی تقسیم کرد.برای نمونه ناو هواپیما بر انترپرایز دارای ۳۳۵۰ خدمه خود ناو و ۲۲۴۰ خدمه پروازی هستند(شامل هرکسی که با هواگردها سر کار دارد).خدمه برای مدت طولانی حتی گه گاه یک سال در ناو باقی می مانند و البته انها دارای اسایشگاه ها و خوابگاه های مطلوبی هستند.افسران دارای اتاق های جدا از درجه داران هستند ولی درجه داران در خوابگاه های عمومی استراحت می کنند .ورزشگاه های کوچک ،حمام ،توالت ،سینما ،کافی شاپ های کوچک،ارایشگاه،خوش شویی، کتابخانه و جدید کافی نت، سالن غذا خوری ،بیمارستان با تعداد زیادی تخت (در هواپیمابرهای کلاس نیمتز ۵۱ تخت)،تلویزیون های متصل به ماهواره و هر چیزی که شما در خانه خود دارید از جمله تجهیزات یک ناو هواپیما بر برای خدمه هست .خدمه دارای لباسهای مخصوصی هستند که انها را از یکدیگر به راحتی می توان تشخیص داد. برای نمونه لباس های رنگ قرمز: افسران مهمات ،زرد:افسران کاتاپولت و افسران جا به جای هواپیما ،سبز: مسئول تعمیر و نگهداری و فرود بالگرد، قهوه ای :مسئول نیروهای وابسته به اسکادران ها پروازی … برخی از خدمه در درون ناو کار می کنند و هرگز بر روی عرشه ناو در طول ماموریت چند ماه خود قدم نمی گذارند .

به غیر از عرشه سه طبقه  دیگر  در زیر عرشه قرار دارد که در دو طبقه زیر عرشه اشیانه و بخش تعمیر مراقبت هواگردها و بخش زیر این بخشها مربوط به موتور خانه و راکتور هسته ای(برای ناوهای هسته ای)و انبار لوازم یدگی ،سوخت و جنگ افزار است.وزن خالی یک ناو هواپیما بر کلاس انترپرایز ۷۵۷۰۰ تن و با بار کامل ۸۹۶۰۰ تن و ناو کلاس نی میتز دارای وزن خالی ۸۱۶۰۰ تن میباشد .بدنه هواپیما بر معمولا از فولاد چند لایه ساخته می شد و معمولا موشکهای ضد کشتی کوچک و متوسط که می توانند یک ناوشکن را غرق کند تهدید جدی برای ناو هواپیمابر محسوب نمی شوند .

تمامی هواگردهای موجود در یک ناو مانند نی میتز در درون اشیانه قرار نمی گیرد(اصلا تمامی انها در اشیانه جا نمی شوند) و معمولا تعدادی از این هواپیماها بر روی عرشه  ناو پارک می شوند .هر ناو دارای تعداد مشخصی بالابر که معمولا تعداد انها چهار عدد است و در لبه عرشه قرار دارد وظیفه انتقال هواپیماها را از اشیانه به عرشه را بر عهده دارند. وزن قابل حمل توسط این بالابرها متفاوت است ولی در ناوهای کلاس نی میتز ۳۵ تن بار را می توانند بالا و پایین کند .قلب  ناو هواپیما بر را باید ساختمان فرمانده ای نامید که یک ساختمان بزرگ فلزی بر روی عرشه است که به ان جزیره می گویند. جزیره حکم برج مراقبت فرودگاه را دارد و هدایت فرود و نشست هواگردها ،هدایت کشتی،ناوبری کشتی،کنترول تمام نقاط ناو ،رادار و سیستمهای پدافندی ناو ،پرسنل هوا شناسی و سیستمهای کامل ارتباط با تمام بخشها ناو در این مرکز واقع است.

cvn76

...
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 10:53